واقعیت چیز دیگری ست...
دست نوشته ها 
قالب وبلاگ
نویسندگان
نظر سنجی
در کارها و تصمیم هایتان بر کدامیک متکی هستید؟






به نام خدا

نام داستان:از خاک تا افلاک

نویسنده:امید جعفری

روزهای پایانی پاییز بود، هوا بد سوزی داشت، اینجا كمتر هوا سرد می شد، سیّد محمّد دستكش نخی كه وسطش یك سوراخ به اندازه یك انگشت شصت بوجود آمده بود را در دستش كرد. فانسقه اش را محكم كرد، رفت. كه یك تفنگ از داخل سنگر سیمانی بردارد این تنها سنگری بود كه می شد شبهای سرد یا شبهایی كه پشه ها جان آدم را به لب می رسانند، در آن آسوده خوابید ، توی این خط سنگر بتونی دیگری نیست و بقیه یا از كیسه های شنی ساخته شده اند یا در دل خاك حفر شده اند . سید محمد به داخل سنگر می رود علی در گوشه ای از سنگر كه نور تابیده بود، نشسته است. چهره اش به سختی در آن تاریكی دیده می شود ، مخصوصاً با آن گرد و خاكی كه بر روی صورتش نشسته بود، سیّد محمّد نگاهی به او می کند و میرود ،كنار كمد می نشیند دو اسلحه كنار كمد است سید محمد با صدایی كلفت رو به سمت علی می گوید : ((همه اش همین دو سلاح را داریم ؟))

 

به دلیل اینکه داستان کمی طولانی است فایل دانلودش را قرار میدهم لذا برای خواند ادامه داستان آن را دانلود کنید نظر هم فراموش نشود.

دانلود داستان از خاک تا افلاک




طبقه بندی: شهداء،
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 09:30 ب.ظ ] [ امید جعفری ]
نظرات

به نام خدا

ببخش ای یوسف زهرا تو هم پیراهنی بر ما

که تا با آن جلا بخشم کمی قلب سیاهم را

همیشه جمعه بیدارم دعای ندبه می خوانم

از او تعجیل می خواهم ظهورت را در این شب ها

سراینده:ابولفضل جبله




طبقه بندی: امام زمان،
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 08:21 ب.ظ ] [ امید جعفری ]
نظرات

بــــــــسـم الــــلّــــه الـــرحـــمـــن الـــــــــرحـــــــیــــــــم))))

اگر فردوسی آنجا بود

اگر فردوسی آنجا بود

کنار تیر و تر کش ها

اگر میدید آن دریای خون باران، آتش ها

و صدها پاره پاره، غرق خون وخاک، پیکرها

هزاران جان فشانی ها

اگر یک لحظه آنجا بود

کنار ضجه های مادران خون دل ، یاران

دلاور مردمان شسته دست از جان

به جای داستان رستم و سهراب وکیکاووس و کیخسرو

حماسه های بی اغراق یاران را بیان می کرد

به جای رستم از مردمان موی و رو سفید، پاک دین می گفت

به جای رزمگاه رستم و اسفندیار و صحنه های آن هزاران بیت از میدان مین می گفت

 

شعری از دوست عزیزم آقای ابولفضل جبله

برای خواندن ادامه شعر و دانلود این شعر روی ادامه مطلب کلیک کنید

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهداء،
[ دوشنبه 1 اسفند 1390 ] [ 04:51 ب.ظ ] [ امید جعفری ]
نظرات

((بسم الله الرحمن الرحیم))

شهید چمران 

اینها را به نیت آن ننوشتم که کسی بخواند و بر من رحمت آورد بلکه نوشتم که قلب آتشینم را تسکین دهم و آتشفشان درونم را آرام کنم هنگامی که شدت درد و رنج طاقت فرسا میشد و آتشی از درونم زبانه میکشید و دیگر نمی توانستم آتشفشان وجودم را کنترل کنم آنگاه قلبم را در دست می گرفتم و شراره های شکنجه و درد را ذره ذره از وجودم میکندم و به روی کاغذ سرازیر می کردم .و آرام آرام به سکون و آرامش می رسیدم آنچه در دل داشتم بر روی کاغذ می نوشتم و در مقابلم می گذاشتم و در اوج تنهایی خود با قلب خود راز و نیاز می کردم آنچه را داشتم به کاغذ می دادم و انعکاس وجودم را از صفحه مقابل دریافت می کردم

اینها را ننوشتم که بر کسی منت بگذارم بلکه کاغذ نوشته ها بر من منت گذاشتند و درد و شکنجه ی درونم را تقبل کردند اینجا قلب میسوزد اشک می جوشد، وجود خاکستر می شود و احساس سخن می گوید اینجا کسی چیزی نمی خواهد،انتظاری ندارد،ادعایی نمی کند فریاد ضجه ای است که که از سینه ی پردرد به آسمان طنین انداخته و سایه ای کم رنگ از آن فریاد ها بر این صفحات نقش بسته است.

برای خواندن بقه ی مناجات بر روی ادامه مطلب کلیک کنید 


ادامه مطلب

طبقه بندی: شهداء،
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ 11:02 ق.ظ ] [ امید جعفری ]
نظرات
.: Weblog Themes By MihanSkin :.

درباره وبلاگ

با سلام در این وبلگ قصد دارم هر آنچه از نوشته ها که زیبایی بر جلوه ی ذهن حک می کنندو کمی به پیشرفت مادی یا معنوی ماکمک می کنند را بنویسم باشد که مقبول درگاه حق واقع شود.
هر درخواستی هم که داشتید در قسمت نظرات یا به ایمیلم بفرستید حتما جواب خواهم داد.
در ضمن کپی کردن مطالب فقط با ذکر منبع و نویسنده مجاز می باشد.
و من الله توفیق و علیه تکلان.
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :

پارس بلاگمیهن اسکینمیهن دانلود
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic